October 20, 2007

دل تنگی




شعری بخوان چیزی بگو تا مثل آهو
رد صدایت بوی آویشن بگیرد


چرخی بزن تا روح نا آرام دریا
در هق هق چشم تو رقصیدن بگیرد


بانوی شرجی خوب من خاتون دریا
در خواب خلخال تو گم کردم سرم را


کل می زنم نام تو را در موج و مرجان
تا یک صدف دریا کنی چشم ترم را


کو دیده یوسف شناسی تا تنت را
یک برگ گل از بوی پیراهن بگیرد


من دست و پا گم کرده ام کو سر بداری
تا سر کشی های مرا گردن بگیرد

1 comment:

Anonymous said...

Salman jan
in modat ke khabaram nakardin ,por kar boodin va ba ehsas......
zibast mesle hamishe