March 08, 2008

شاخه گل عشق



گُلم ...

دِلم ...


اين روزها که هر کسي

به دنبال شاخه گُل سرخي

براي گرفتن جواز ورود به دلي است ...


من به دنبال کور چراغي هستم

تا در اين شب هاي پوچ و کدر

تکه تکه بال هاي شکسته ام راپيدا کنم ...


گُلم ...

دِلم ...

هياهوي دنيايِ سياه

سبب نَشُد

تا گُل بوسه هاي گرم تو را فراموش کنم ...

گُل بوسه هايي از جنس آباز جنس آفتاب ...

گُل بوسه هايي که گاه

تا سال ه

اتَعلُقِ خاطري فراتر از يک بوسه

به من داد ...


گُلم ...

دِلم ...

اين روزها

به گل هايِ سرخِ معصومي مي انديشم

که در عيدهاي سَمبُليک عشق

فداي خواسته هاي نا برابر

فداي تکرارها

فداي عادت ها

و فداي نامَردي ها و نامردُمي ها مي شوند ! ...


در اين ميان

من جان باخته تک شاخه گُلي هستم

که در دَستان توجان گرفت ...


گُلم ...

دِلم ...


دل نوشته عاشق پاييز

1 comment:

Anonymous said...

kheili ghashang bod
makhsosan injash ke gofti:
من به دنبال کور چراغي هستم


تا در اين شب هاي پوچ و کدر


تکه تکه بال هاي شکسته ام راپيدا کنم vaghean mishe peidash kard?!